السيد الطباطبائي
35
رسائل توحيدى ( فارسى )
« وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ » « 1 » براى آنان ، هر طعام پاكيزه و مطبوعى را حلال ، و هر پليد منفورى را حرام مىگرداند . شواهد نقلى فراوانى دلالت مىكند بر اينكه قوانين دين ، بر محور امور سهگانهء فوق مىچرخد . به كارگيرى فطرت ساده دراين آئين پاك ، ثمرات شگفتى دردو بعد ملكات وافعال به بار آورده است كه درتمام مذاهب پيشين ، بىسابقه مىباشد . اما در بعد ملكات ، بهسبب آنكه ملكه ، علم است و انسان كامل ، فقط خداوند سبحان را مىبيند وشايسته نيست انسانىكه در راه كمال ، گام برمىدارد به غير حق - سبحانه - توجّه كند ؛ از اين رو موضوعى براى خصلتهاى ناپسند ( مانند : خودبينى ، كبر ، ريا ، سمعه ، ترس ، خسّت ، مقام دوستى ، اعتماد بر دنيا و . . . ) . باقى نمىماند و دراين صورت ، خوىهاى نيكو ، باللَّه وللَّه ، تحقق مىيابد . ( دقت شود . ) و سوگند كه فرق فراوانى است بين آنكه انسان به واسطهء بىتوجّهى به غير حق - سبحانه - ، خصلت فرومايهء ترس را از خود بزدايد - زيرا در اين صورت چيزى نيست تا از او بترسد - وآنكه دربر طرف كردن آنچه از آن ، در خوف و هراس است ، بر خداوند اتّكال نمايد وبدين وسيله ، ترس را از خود دور كند ؛ آنطور كه از ظاهر شرايع به دست مىآيد . ونيز فاصلهء زيادى است بين آن راه ، و راهى كه حكيم اخلاقى بيان مىكند كه : آنچه انسان از آن در هراس است ، پديدهء ممكنى مىباشد كه احتمال وجود و عدمِ آن ، يكسان است و اگر آدمى در اثر رجحان دادن احتمال وجود ، به خود ترس و هراس راه دهد ، ترجيح بدون مرجّح خواهد بود كه امرى ناپسند است ، يا آنكه مىگويد : ترس ، نزد مردم ، صفت ناپسندى است و آن را نمىستايند . در ساير موارد نيز همين
--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 157